عادت ها در آغاز همچون رشته ای نازک و نا مریی هستند اما هر بار که عملی را تکرار می کنیم رشته ای بر رشته ی قبلی تنیده می شود تا سرانجام مانند طنابی ضخیم و چاره ناپذیر بر دست و پای افکار و اعمال ما می پیچد ...
بد عادت نشویم ...
پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت. پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هر بار که عصبانی می شوی باید یک میخ به دیوار بکوبی.
روز اول پسر ۳۷ میخ به دیوار کوبید. طی چند هفته ی بعد همان طور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر می شد. او فهمید که مهار کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن میخ ها بر دیوار است ...
او این نکته را به پدرش گفت و پدر هم پیشنهاد کرد که از این به بعد هر روز که می تواند عصبانیتش را مهار کند یکی از میخ ها را از دیوار بیرون آورد.
روزها گذشت و پسربچه سرانجام توانست به پدرش بگوید که تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده است. پدر دست پسربچه را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت : « پسرم تو کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخ های دیوار نگاه کن. دیوار هرگز مثل گذشته اش نمی شود. وقتی تو در هنگام عصبانیت حرف های بدی می زنی آن حرف ها هم چنین آثاری به جای می گذارند. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون بیاوری. اما هزاران بار عذر خواهی هم فایده ندارد... آن زخم سر جایش است. زخم زبان هم به اندازه ی زخم چاقو دردناک است. »
چهار جزء اصلی عشق از دیدگاه اریک فروم :
۱) مسئولیت
۲) معرفت
۳) مراقبت
۴) احترام
- خود دوستی مقدمه ی دگر دوستی و محبت برادرانه عمیق ترین عشق است. عالی ترین عشق نیز عشق به تعالی است که لازمه ی زندگی می باشد و هر چهار جزء در آن وجود دارند. به خصوص معرفت ...
با تبریک عید سعید مبعث به همه ی دوستان عزیز در زیر خلاصه ای از کتاب « هفت عادت مردمان موثر » از استفان کاوی رو براتون گذاشتم. امیدورام مورد استفادتون واقع بشه.
هفت عادت مردمان موثر، برگرفته از كتاب استفان كاوي، به قرار زيرند:
عامل بودن؛
شروع از پايان درذهن؛
نخست به اولين ها پرداختن؛
برنده – برنده انديشيدن؛
اول فهميدن و سپس فهماندن؛
هم افزايي (سينرژي)؛
اره تيزكردن (پيشرفت مستمر و فرايندهاي پيشرفت).
در اين كتاب، هفت عادت يك سير تحولي را از رشد شخصي (سه عادت اول) تا كار گروهي/ همكاري / ارتباطات (سه عادت بعد) به دوباره سازي همه عادات (عادت هفت) طي مي كنند.
در زير، هريك از اين عادتها را مبتني بر ارتباطشان با اين تئوري بررسي مي كنيم.
1 – عامل بودن: نخستين عادت، توجه به حق انتخاب است. مهمترين ايده پنهان پشت اين عادت اين است كه در يك شرايط مشخص، چه آن را خوشايند فرض كنيم چه ناخوشايند و طردشده در نظرش بگيريم، ما اجازه انتخاب داريم كه چطور با موضوع برخورد كرده و به آن بپردازيم. اگر كسي در خيابان يك بزرگراه به يكباره جلو ما بپيچد، احساس عصبانيت نسبت به شخص خاطي در ما برانگيخته مي شود. اما توجه داشته باشيم كه اين واكنش، خود يك انتخاب است. به استناد كتاب، واكنش بسيار موثرتر، گزينش واكنــش مخالف و بروز عكس العملي برخلاف عادت يا احساس طبيعي است. بااين رويكرد ما مي توانيم نسبت به هرچيز منفي، محركي مثبت نشان دهيم و زندگي شادتر و پرثمرتري داشته باشيم.
صرف كردن انرژي براي عصبانيت، اگر توان غلبه برشرايط و نفوذ بر جايگاه غالب را نداشته باشيم، حركتي پوچ و بيهـوده است. حلقه هاي نگراني و حلقه هاي نفوذ يكي از تصويرهاي مفيد است (شكل 1).

درون حلقه نفوذ، چيزهايي است كه ما توانايي تغيير آنها را داريم. درون حلقه نگراني چيزهايي است كه بايد نگرانشان باشيم، اما قدرت نفوذ و غلبه بر آنها را نداريم، مثل آن راننده اي كه راه ما را مي بندد. عامل بـــودن، مي گويد كه وقتمان را در حلقه نگرانيها تلف نكنيم و به جاي آن حلقه نفوذمان را بشناسيم و آن را توسعه بدهيم.
اصل شماره 22 TRIZ، تبديل ضرر به سود، دربرگيرنده مفهوم عادت عامل بودن است. همچنين مفهوم توفيق اجباري و استفاده از منابع را نيز مي توانيم براي اين عادت عنوان كنيم.
اصل 22. تبديل ضرر به سود: 1 – احراز يك اثر مثبت با به كارگيري اثر زيان بار يا عامل زيان بار محيطي؛
2 – از ميان برداشتن يك عامل زيانبار توسط عامل زيان بار ديگر؛ 3 – خروج از حالت ضرر باافزايش درجه زيان باري.
2 – شروع از پايان، در ذهن: عادت دوم ما را تمرين مي دهد تا پيش بيني كنيم كه آينده موضوع موردنظرمان چگونه خواهد بود و يادآور اين ضرب المثل قديمي است كه اگر نمي دانيد كجا مي خواهيد برويد، همه راهها شما را به مقصد مي رساند«. شروع ذهني از پايان مي گويد كه آنچه مي خواهيد بدان برسيد را تجسم كنيد. ايده ادوارد دوبونو و آنچه كه درTRIZ آن را با عنوانIFR (نتيجه نهايي ايده ال) مي شناسيم نيز از آنجا كه با حركت به سوي عقب از آينده تا به امروز ما را به مقصد راهنمايي مي كند، بسيار به اين عادت شباهت دارد. چيزي كه با كمك نتيجه نهايي ايده ال به آن معنا مي بخشيم با تمام مزايا و ويژگيها، مثبت و بدون هرگونه عيب يا ضرري همان چيزي است كه استفان كاوي در تشريح عادت دوم در كتاب خود بيان داشته است.
تعريف IFR (نتيجه نهايي ايده آل): براي انجام يك كاركرد خاص، سيستم هاي متفاوتي وجود دارد ولي از ميان تمام سيستم هايي كه كاركرد مورد نظر را انجام مي دهند، سيستمي بهتر است كه به كمترين منابع براي ساخت، عمليات و نگهداري نياز داشته باشد.
سيستم ايده آل سيستمي است كه هيچ گونه وجود فيزيكي نداشته باشد اما كاركرد اصلي خود را انجام دهد.
3 – نخست به اولين ها پرداختن: عادت سوم به طور مشخص به روشها و راههاي رسيدن به تجسم تعريف شده در عادت دوم پرداخته است. به اين ترتيب كه به سمت عمل كردن گام بر مي داريم. در نگاه اول، اين عادت با تئوري حل مسئله به روش ابداعي ارتباط قوي ندارد اما ماتريس معروف اهميت – اضطرار كه در كتاب كاوي تشريح شده است، بسيار به TRIZ نزديك است. ايده اصلي اين عادت، پرداختن و تمركز بر موارد مهم و خصوصاً موارد غيراضطراري است.
TRIZهنگامي كه به حركتها و جابه جائيهاي غيرقابل شمارش در مسير رسيدن به نتيجه نهايي ايده ال مي پردازد، بسيار قوي مي نمايد. به عبارت ديگر اين تئوري به ما در تشخيص و تميز دادن بين نسبتاً خوبها و خوبها و تشخيص مهم اما غيراضطراري كمك مي كند.
برخي از روشهاي رسيــــدن به بهترين راه حل در اين تئوري، مانند افـزايش درجه ايده الي، رفع تضادها، استفاده از منابع موجود بدون افزودن منبع جديد، به ما كمك مي كنند تا تشخيص دهيم كدام راه حل قوي تر و ثمربخش تر از بقيه است.
4 – برنده – برنده انديشيدن: از منظر يك عادت فردي مرتبط با ديگران، عادت برنده – برنده انديشيدن بسيار بهTRIZ نزديك است.
مردمان موثر، تفكر برنده – برنده دارند؛ همان طور كه اين تئوري به ما كمك مي كند تا به وسيله روشهاي نظام يافته به راه حل برنده – برنده دست يابيم. دو چيزي كه بسيار به يكديگر نزديك و متصل هستند.
به عنوان مثال، مذاكره بين دو نماينده از دو سازمان را تصور كنيد. تصور مرسوم آن است كه دو فرد مقابل هم و در دوســـــــوي ميز مي نشينند و به گفت وگو مي پردازند. اين در حالي است كه در يك مذاكره با منطق بـــــرنده – برنده، هردو طرف به يك سمت ميز مي آيند و با نشستن در كنار هم، فارغ از دغدغه اينكه صرفاً هريك چه منافعي از ديگري عايدش خواهد شد، به افق گسترده دنياي امكان پذيرها و منــــافع ناشي از همراهي يكديگر مي انديشند.
5 – اول فهميدن و سپس فهماندن : اول در پي فهميدن باشيد، سپس سعي كنيد بفهمانيد. اين كار به نظر ساده مي نمايد اما در عمل دشوار است. اصل شماره 13TRIZ (معكوس كردن) تمرين مناسبي براي پياده سازي اين عادت است. پيوند محكم تر اين عادت با TRIZ از طريق ابزارهاي نقشه ادراك (PERCEPTION MAPPING) و 9 پنجره (9 SCREEN) يا اپراتور سيستمي قابل ادراك است.
عادت پنجم مي گويد كه پيش از توجه به ديدگاه خودمان، به موضوع از ديد ديگران نيز بنگريم.
اصل 13 . معكوس كردن : 1 – به جاي اقدام مستقيمي كه مسئله ديكته مي كند، اقدام عكس آن را انجام دهيد؛
2 – قسمت مورد نظر شيء را متحرك سازيد؛ محيط خارجي شيء متحرك را تغيير دهيد و بخش متحرك را ثابت و بخش ثابت را متحرك كنيد؛ 3 – شيء را وارونه كنيد.
6 – هم افزايي: عادت هم افزايي، علاقه مندي به مفهوم ارزشمندتر بودن جمع از مجموع ارزشهاي هريك از اجزاي تشكيل دهنده آن است. متاسفانه امروزه هم افزايي به يك واژه كليشه اي تبديل شده است.
ايده دستيابي به منابعي كه پيش از اين به آن دست يافته نشده است، زماني كه ما دو گروه متفاوت را در كنار هم قرار مي دهيم خوشبختانه هنوز يك روش موثر و كارآمد در دستيابي به راه حلهاي قدرتمند است. ارتباط اصلي اين عادت با TRIZ استفاده از اصول 5و6 آن است.
در كتاب استفان كاوي، عادت ششم به كارگيري توام پنج عادت پيشين است. بنابراين، اين عادت به تنهايي شامل تمام اجزاي آنها نيز مي شود. از ديدگاه اين تئوري، اين عادت نمايانگر اهميت ادغام كردن سيستم ها براساس اصلهاي 5 و 6 TRIZ وقانون حركت از يك سيستم تكي، به دوتايي و چندتايي به منظور دستيابي به راه حلهاي موثر و مفيدتر است.
اصل 5 . يكپارچه كردن: 1 – اجسام مشابه يا اجسامي راكه براي انجام عملكردهاي پياپي در نظر گرفته شده اند، به صورت مكاني با هم تركيب كنيد؛
2 – عملكردهاي مشابه يا پياپي را به صورت زماني با يكديگر تركيب سازيد. اصل 6 . جامعيت يا عموميت دادن: به منظور رفع نياز به چند جسم، يك جسم مي تواند عملكردهاي چندگانه اي داشته باشد.
قانون حركت از يك سيستم تكي به دوتايي و چندتايي: يك سيستم فني در طول عمر خود، براي كسب خواص مثبت بيشتر با يك سيستم فني ديگر و يا چندسيستم فني ديگر تركيب شده و سيستم جديدي ايجاد مي گردد و سپس در مرحله مشخصي از رشد، سيستم فني بزرگ شده به يك سيستم فني فشرده با حفظ تمام خواص مثبت كسب شده قبلي، تبديل مي گردد
7 – اره تيزكردن: عادت اره تيزكني، به مـــــا مي گويد كه در مقايسه سفر با مقصد، اهميت سفركردن را بدانيم. مردمان موثر براساس اين عادت، مردماني هستند كه به طور مداوم بازنگري و نوسازي آنچه را انجام مي دهند و روش آن را مدنظر قرار مي دهند. پيوند اصلي اين عادت باTRIZ طبيعت چرخه اي فرايند حل مسئله است. به عنوان مثال، ايده زنجيره تضاد بيانگر ظهور مداوم تضادها و راه حلهاي برطرف كردن آنها به عنوان ابزار اوليه پيشرفت سيستم است. عادت اره تيزكردن در مقايسه با TRIZ همانند استفاده از ايده زنجيره تضادها در فرايند حل مسئله است.
لطفاً نظرتون رو در مورد داستان زیر بگید. داستانی که مشابهش ، سریال وار تو مملکت ما داره تکرار میشه و مطمئنم که اگه برای خودتون اتفاق نیفتاده ، حد اقل کسی براتون تعریف کرده ...
دانشجویی درسخون سر کلاس از استاد پرسید : ببخشید استاد ؛ به نظر شما برای این درس ، کتاب دکتر ... خوبه که بخونیم ؟
استاد : وقت شما کمه و بهتره که با مطالعه ی چیزای اضافه وقتتونو تلف نکنید.
دانشجو : ببخشید استاد ؛ پس برای درس شما باید چی بخونیم ؟
استاد : جزوه ی منو بخونید ، کافیه !
دانشجو : ولی استاد ، رئیس دانشکده دستور داده برای دروسی که در مورد اونا کتاب منتشر شده ، جزوه تکثیر نشه .
استاد : به درک که دانشکده جزوه ی منو تکثیر نمی کنه ! من سر کلاس از روی جزوه ی خودم می خونم ، شما هم یادداشت کنید !!!
دانشجو : استاد اگه عقب افتادیم چی ؟
استاد : مسئله ای نیست ، سه روز مونده به امتحان 50تا سؤال و جوابشونو می دم که بیستاش امتحانیه !
دانشجو : ولی استاد این جوری که ما بی سواد بار میاییم.
استاد : مگه من که همین جوری درس خوندم ، بی سوادم ؟!!
دانشجو : استاد ، دانشجوایی که این درس رو با شما پاس کردن ، می گن که شما نمی تونستین به سؤالاشون جواب بدین !!!
استاد : لابد اون سؤالا خارج از جزوه ی من بودن !!!
دانشجو : ولی استاد ، یه دانشجو می گفت من از جزوه ی خودش هم سؤال کردم ، نتونست جواب بده .
استاد : ببینم اسم تو چیه که هنوز من درسو شروع نکردم ، کلاسو شلوغ کردی ؟ خوب گوشاتو وا کن ! وقت کمه ! سؤال بی سؤال! همون که گفتم. من روخونی می کنم شما هم می نویسید.هیچکی حق نداره با سؤالای بی مورد وقت کلاسو بگیره !
پایان ایده آل برای دانشجوی مختار ایرانی :
همه ی دانشجوا بلند شدن که استاد داد کشید : کجا میرین ؟ یکی از دانشجوا گفت: استاد بهتره وقت کم شما رو نگیریم . انشاءا... یک روز مونده به امتحان اون 50 تا سوال و جواب رو می گیریم که باهاشون امتحان بدیم ولی ما برای کار کردن تو اجتماع نیاز به سواد داریم ، نه جزوه ی شما ! حالا هم به کتابخونه می ریم و کتابای مربوط به این درسو می خونیم . آخه با روش شما فقط دانشجوایی که مثل شما می خوان استاد بشن ، تو آینده مشکل ندارن !!! اما همه که هوش شما رو ندارن که استاد بشن. بیشتر ماها باید جایی مشغول به کار بشیم یا یه کار شخصی که به مدرکمون مربوط باشه ، شروع کنیم که در هر دو صورت باید سواد داشته باشیم !
پایان برای دانشجوی محکوم ایرانی :
همه هاج و واج نگاه می کردن و استاد شروع به روخوانی کردن کرد !!!
سلام. بالاخره آخرین امتحان رو هم دادم و 16 سال تحصیل به پایان رسید...از رشته ی مشاوره خیلی چیزا یاد گرفتم. امیدوارم بتونم از اونا استفاده کنم... هم تو زندگی خودم ؛ هم برای کمک به دیگران...
نکته های آموزشی : تلاش
_ درباره ی تجربیاتمان با فرزندان و دانش آموزانمان صحبت کنیم
احتمالاً برای شما هم مثل من بارها اتفاق افتاده است که برای کاری تلاش زیادی کنید و چیزی حاصل نشود. از طرف دیگر مواردی بوده است که سعی چندانی نکرده اید و یکباره به موفقیت بزرگی رسیده اید !
فرزندان شما نیز چنین تجربیاتی دارند. آن ها مطلبی را می نویسند که روزها طول کشیده است و معلم می گوید : « باید بیشتر تلاش می کردی.» و بار دیگر درباره ی موضوعی ، در عرض ده دقیقه مطلبی می نویسند و نمره ی 20 می گیرند.
آیا این عدالت است ؟ پاسخ این است : نه ! اما در بیشتر موارد قانون دیگری وجود دارد. این قانون می گوید : وقتی خیلی سعی می کنیم ، گاهی وقت ها موفق می شویم و گاهی نه ؛ اما همیشه نتیجه ای حاصل می شود. ما باید بچه هایمان را کمک کنیم تا ارزش تلاش را بفهمند. شکست گناه نیست ، بلکه تلاش نکردن قصور است.
ایجاد گفتگو : تلاش همه جانبه
از بچه ها درباره ی مواردی که برای کاری تلاش کرده اند و یا هیچ سعیی نکرده اند بپرسید. آیا آن ها بچه هایی را می شناسند که وقتی نمره ی کمی می گیرند می گویند : « خوب من که درس نخوانده بودم.»
به نظر آن ها این مسئله نشان دهنده ی چیست؟
سعی کنید زمانی را به خاطر بیاورید که تمام تلاش خود را برای جلب توجه کسی یا برنده شدن در یک تیم به کار برده اید ؛ ولی موفق نشده اید. فرزندان و د انش آموزانتان بدین وسیله متوجه می شوند که شما هنوز از پا ننشسته اید. پس تلاش کردن آن قدرها هم مصیبت آمیز نیست.
کلیدهای تربیت کودک و نوجوان/دروتی ریچ
از نظر گلاسر افراد موفق دو خصیصه ی بارز دارند :
۱. مطمئن هستند که شخص دیگری در این دنیا آن ها را طوری که هستند و به دلیل خصوصیاتی که دارند دوست می دارد و آن ها نیز متقابلاْ فرد دیگری را در زندگی خود دارند که نسبت به او عشق و محبت می ورزند.
۲. آن ها این درک و احساس را دارند که انسان های با ارزشی هستند و حداقل یک فرد دیگر در این دنیا آن ها را با ارزش می انگارد.
بعد از مدت ها سلام.
امیدوارم حال همه ی دوستان عزیزم خوب باشه.
از اینکه تو این مدت باشما تماسی نداشتم عذرخواهی می کنم.
هفته ی بزرگداشت شهید مطهری و همچنین مقام معلم رو به همه ی معلمان عزیز تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت می کنم.
در ادامه ی مطلب یک طرح درس برنامه ریزی تحصیلی و شغلی سال اول دبیرستان گذاشتم که امیدوارم اونو هم ببینید و نظرتون رو بگید.
ادامه مطلب
شیمی دانی که می توند از عنصر دلش رحم ، احترام ، اشتیاق ، صبر ، افسوس ، حیرت و بخشش را بیرون کشد و آن ها را باهم ترکیب کند ، اتم نیرومندی به نام عشق پدید می آورد ...
(جبران خلیل جبران)
یازده مرحله برای تدریس موفق
اولین مرحله در یک تدریس موفق: آن که عاشق باشی
شما یک معلم نخواهید شد مگر این که علاقهای زیاد به این شغل داشته باشید، چرا که اگر شغل معلمی آسان بود هر کسی میتوانست آن را انجام دهد. معلمان، مسئولیت بسیار مهمی را بر عهده دارند زیرا یک گفتگوی سطحی از یک معلم میتواند قسمتی از زندگی یک دانشآموز را تحت تأثیر قرار دهد، البته فراموش نکنیم که معلم یک الگوی دائما تحت نظر است.
دومین مرحله در تدریس موفق: در تو باید لذت آموختن نشانگر بوده و ثابت نمایی
سومین مرحله در تدریس موفق:
چشم امید به اهداف بلندت باید…
بدانید که به کجا میروید و به اهدافتان توجه کنید. من هرگز چیزی یاد نگرفتم مگر زمانی که مجبور شدم از آن استفاده کنم.
اگر چیزی که درونتان است بیابید شما را نجات خواهد داد. اگر چیزی که درونتان است نیابید شما را نابود خواهد کرد.
چهارمین مرحله در تدریس موفق:
برتو است که مسئول و منظم باشی
تدریس میتواند تمام زندگی شما را به خود اختصاص دهد. با این کار ممکن است که تمام روز و شب را در مدرسه برای کمک به دانشآموزان بگذارید و در کارتان پیشرفت کنید. من معتقدم میتوانید فعالیتهای هدفمند مهیج و صحیح را برای رسیدن به هدفتان طرحریزی کنید.
پنجمین مرحله در تدریس موفق:
بجوی تا بیابی
تقاضا کنید، حتماً دریافت خواهید کرد.
اگر بدانید چه چیزهایی از کنترل شما خارج است در مورد آنها نگران نخواهید بود. این امر شما را از بسیاری تلاشهای بیهوده رهایی خواهد بخشید.
ششمین مرحله در تدریس موفق:
بر تو باد انصاف و آمادگی در امر تدریس
شما باید منصف باشید تا برای مسایل قبل از آن که به وجود آیند آماده باشید.
هفتمین مرحله در تدریس موفق:
عقل سلیم، لازمهی تدریس است
زمان اتخاذ تصمیماتی که دانشآموزان را تحت تأثیر قرار میدهد از قضاوت صحیح خود استفاده کنید.
در هر قانون استثنایی وجود دارد و شما باید بتوانید به اندازهی کافی و به سرعت متوجه این وضعیت بشوید تا قبل از این که از دست شما خارج شود آن را آرام کنید. بسیاری از دانشآموزان در طی سال ترفندهای زیرکانهای را برای فریب معلمان آموختهاند.
هشتمین مرحله در تدریس موفق:
بیتعصب و انعطاف پذیر باشید تا موفق شوید.
هیچ حق انتخاب دیگری ندارید.
چون با مردم سرو کار داریم باید آمادهی مسایل غیر منتظره هم باشیم و آنها را نتیجه بخش سازیم.
نهمین مرحله در یک تدریس موفق:
با ترس و لرز کار مسیر نمیشود.
با شک کار نکنید مطمئن باشید که حق با شماست.
دهمین مرحله در تدریس موفق:
در کار تدریس همت خود را بلند دار.
باید توقعتان را هم از دانشآموزان و هم از خودتان بالا ببرید.
مردم را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: آنهایی که باعث میشوند مسائلی اتفاق بیفتد. آنهایی که تماشاگر یک اتفاق هستند و آنهایی که میگویند چه اتفاقی میافتد.
یازدهمین مرحله در تدریس موفق:
وسعت بخش گسترهی دید خویش را
زمانی که با چالشها مواجه میشوید همه چیز را در نظر بگیرید. منشور در دستان شماست.

